خانه
گاما

درسنامه آموزشی فارسی کلاس ششم

درس 9: رنج هایی کشيده ام که مپرس

بازدید335/5 K
تاریخ بروزرسانی1400/12/23

علی اکبر دهخدا در سال 1257 هجری شمسی در تهران به دنیا آمد. او خود را این گونه معرفی می‌کند: «پدر من خان باباخان است که سپاهی بوده و از او شمشیرها و چند عدد نیزه و خنجر و پیراهنی که آیات قرآنی در پشت و روی آن نوشته شده، بر جای مانده است. پدر من، دار و ندار خود را در قزوین فروخت و به تهران آمد. من در نُه سالگی، پدرم را از دست دادم و مادرم تربیت مرا به عهده گرفت. من، علوم قدیم را از استادان مختلف یاد گرفتم. معلّمین من شیخ غلامحسین بروجردی و شیخ هادی نجم آبادی بودند و من هرچه دارم بر اثر تعلیم این دو بزرگ مرد است».

دهخدا در همان زمان به فراگرفتنِ زبان فرانسوی پرداخت و معلومات خویش را تکمیل کرد.

لغتنامه، مفصّل‌ترین کتاب لغت در زبان فارسی است. دهخدا برای تألیف این کتاب، نزدیک چهل سال کوشش کرد و در این مدّت، حدود صد نفر با وی همکاری داشته‌اند.

لغتنامه، مهم‌ترین و اساسی‌ترین اثر دهخدا است و بیشتر شهرتِ دهخدا به خاطر همین اثر اوست. بنا به باور بسیاری، چنین کار بزرگ و عظیمی را برای زبان فارسی به غیر از دهخدا، تنها فردوسی انجام داده بود. امروز در ایران به هر کتابخانه‌ای که برویم از تعداد مراجعه کنندگانی که در جست‌وجوی لغتنامه‌ی دهخدا هستند، می‌توانیم ارزش و اهمیت این کتاب را درک کنیم.

تقریباً همه‌ی لغات فارسی و نام شهرها و روستاها و کلمات علمی و اشخاص بزرگ و حتّی لغات عربی را می‌توان در لغتنامه‌ی دهخدا یافت. هر کلمه‌ای، معنا، موارد کاربرد، طرز تلفّظِ صحیح، همراه با اشعار و اطّلاعات دیگر آمده است. لغتنامه‌ی دهخدا در واقع یک دایرة المعارف است.

دهخدا برای نوشتن این لغتنامه، شب و روز به مطالعه و جمع‌آوری اطّلاعات مشغول بود. آن طور که نوشته‌اند، وی چند میلیون یادداشت از روی متون معتبر استادان شعر و نثر فارسی و عربی، لغتنامه‌های چایی و خطّی، کتاب‌های تاریخ و جغرافیا، طب، ریاضی و علوم دیگر فراهم آورده بود. به گفته‌ی خود او و نزدیکانش، هیچ روزی از کارِ تحقیق و یادداشت برداری برای لغتنامه، غفلت نکرد مگر دو روز به خاطرِ درگذشت مادرش و دو روز به خاطر بیماری سختی که دچار شد.

علّامه دهخدا در یکی از یادداشت‌های پراکنده‌اش برای لغتنامه، می‌نویسد: «همه‌ی لغات فارسی زبانان تاکنون در جایی جمع آوری نشده، هزاران لغت فارسی و غیر فارسی به کار می‌رود که تاکنون کسی آنها را گرد نیاورده و اگر گرد آورده به چاپ نرسانیده است. ما بسیاری از این لغات را به تدریج از حافظه، نقل و سپس آنها را الفبایی کرده‌ایم... و این کار بی هیچ تأخیر و درنگی، بیرون از بیماری چند روزه و دو روز رحلت مادرم رحمهّ‌الله علیها که این شغل تعطیل شد، ادامه یافت و می‌توانم گفت که بسیار شب‌ها نیز در خواب و در بیداری در این کار بودم. چه بارها که در شب از بستر بر می‌خاستم و چراغ روشن می‌کردم و چیز می‌نوشتم. مرا هیچ چیز جز مظلومیت مشرق در مقابل ظالمینِ ستمکار مغربی به تحمّل این رنج سنگین وا نداشت؛ چه برای نان، همه‌ی راه‌ها به روی من باز بود و نام را نیز چون جاودانی نمی‌دیدم، پایبند آن نبودم».

در میان دانشمندان معاصر ایران، باید علّامه دهخدا را بزرگ‌مرد فرهنگ ایران دانست. او سرشار از عشق به فرهنگ وطن بود و نامی بلند در میان دانشمندان ایرانی داشت و آثار با ارزشی از خود به یادگار گذاشته است.

غروب روز دوشنبه 7 اسفندماه 1334 شمسی بود. رنج و زحمت سال‌ها مطالعه، تحقیق و جست‌وجو و سرانجام، بیماری، دهخدا را از پای در آورده بود. هزاران جلد کتاب، که مدت چهل و هشت سال با او سخن گفته بودند، اینک همه خاموش نشسته و استاد پیر را تماشا می‌کردند.

در این هنگام، دو شاگرد، همکار صمیمی و مهربانش، محمّد معین و سیّد جعفر شهیدی به دیدار وی آمدند. لحظاتی چند با سکوت، سپری شد. استاد پیر، هر لحظه یک بار به حالت سستی و ضعف در می‌آمد و چشمانش را فرو می‌بست و باز به حال عادی بر می‌گشت. در یکی از این لحظات، دهخدا سکوت را شکست و گفت: «که مپرس».

باز برای چند لحظه، همه ساکت شدند و دهخدا بار دیگر گفت: «که مپرس».
در این هنگام، محمّدمعین پرسید: «منظورتان شعر حافظ است؟»
دهخدا جواب داد: «بله».
معین گفت: «استاد می‌خواهید برایتان بخوانم؟»
دهخدا گفت: «بله».
آنگاه، معین، دیوان حافظ را برداشت و چنین خواند:

درد عشقی کشیده‌ام که مپرس

زَهرِ هجری چشیده‌‌ام که مپرس

درد و سختی که از عشق و تلخی که از دوری کشیده‌ام قابل بیان نیست.

گشته‌ام در جهان و آخرِ کار

دلبری برگزیده‌ام که مپرس

تمام دنیا را جست و جو کرده‌ام و سرانجام دلبری انتخاب کرده ام که قابل توصیف نیست.

بی تو در کلبه‌ی گدایی خویش

رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس

بدون تو و در غم دوری تو در تنهایی و خلوت فقیرانه خودم رنج‌هایی را تحمل کرده ام که قابل توصیف نیست.

همچو حافظ، غریب در ره عشق

به مقامی رسیده‌ام که مپرس

مانند حافظ غریبانه در راه عشق به مقام و جایگاهی رسیده ام که قابل توصیف نیست.

اندکی پس از آن، دهخدا بیهوش شد و روز بعد به دیدار پروردگارش رفت. آرامگاه او در شهر ری (ابن بابویه) قرار دارد.

درک مطلب (صفحهٔ 71 کتاب درسی)

 

1- چرا دهخدا پایبند نام نبود؟ چون دهخدا نام را جاودانی و همیشگی نمی‌دانست.

2- ارزش و عظمت لغتنامه‌ی دهخدا را با چه کتابی برابر نهاده‌اند؟ چرا؟ با شاهنامه‌‌ی فردوسی؛ چون هر دو اثر (لغتنامه‌ی دهخدا و شاهنامه‌ی فردوسی) لغات ارزشمند فارسی را در خود حفظ و ذخیره کرده‌اند.

3- چرا دهخدا آخرین دقایق عمر خود را با غزل حافظ به پایان برد؟ چون دهخدا سراسر عمر خود را با زبان و ادبیات فارسی و آثار بزرگان گذرانده بود و در لحظات پایانی هم شعر حافظ آرامش بخش و مناسب حال او بود.

4- چهار اتّفاق مهمّ دوران زندگی دهخدا را به ترتیب بیان کنید.
1- درگذشت پدر در سن نه سالگی 2- فراگیری علوم قدیم در حجره‌های مختلف و فراگیری زبان فرانسوی 3- نوشتن لغتنامه 4- درگذشت مادرش در میانه‌ی تالیف لغتنامه.

5- دوران تحصیل خود را با دوران تحصیل دهخدا مقایسه، و تفاوت ها و شباهت‌های آنها را بیان کنید.
شباهت: علاقه مندی به تحصیل و یادگیری علوم مختلف.
تفاوت: دهخدا در حجره‌های قدیمی تحصیل می‌کرد و من در مدرسه درس می‌خوانم. دهخدا زبان فرانسوی را هم‌زمان با تحصیل یاد گرفت و من سعی می‌کنم زبان عربی و انگلیسی را یاد بگیرم.

بخوان و حفظ کن (باران)

خوشا آنان که الله یارشان بی

به حمد و قُلْ هُوَالله کارشان بی

خوش به حال کسانی که خدا یارشان است کسانی که ستایش خدواند کاری است که همواره انجام می‌دهند.

خوشا آنان که دائم در نمازند

بهشت جاودان بازارشان بی

باباطاهر

خوش به حال کسانی که همواره نماز خود را می‌خوانند و بهشت ابدی دستمزدی است که به خاطر این معامله به دست می‌آورند.

خداوندا به فریاد دلم رس

کسِ بی‌کس تویی، من مانده بی‌کس

ای خدا، به فریاد دلم برس (به درد دل من گوش کن) تو یار بی‌کسان و من بدون کس و یاور هستم.

همه گویند طاهر کس نداره

خدا یار منه چه حاجت کس

باباطاهر

همه می‌گویند که (بابا طاهر) بی کس مانده است ولی من خداوند را یار خودم دارم به همین دلیل نیازی به کس دیگری ندارم.

ای نام تو روییده به گلدان لبم

در مرحمتِ تو غوطه‌ور، روز و شبم

ای کسی که نام تو مانند گلی که در گلدان است مدام بر روی لبم است و در دریای لطف تو روز و شب شناورم.

در خاکِ طلب، بذر دعا کاشته‌ام

بارانِ اجابت تو را می‌طلبم

سید حسین حسینی

دعاهای خود را مانند دانه‌ای که برای رشد در خاک می‌کارند برای برآورده شدن به درگاه تو آورده‌ام و برآورده شدنش را از باران رحمت تو می‌طلبم.

اگر آن سبز قامت، رو نماید

در باغِ خدا را می‌گشاید

اگر آن فردی که لباس سبز رنگ می پوشد (امام زمان) ظهور کند باغ زیبای مادی و معنوی الهی (اصلاح جهان) را به همه دنیا نشان می‌دهد.

تنم را فرش کردم تا بتازد

دلم را نذر کردم تا بیاید

مصطفی علی‌پور

خودم را آماده کرده ام تا امام زودتر ظهور کند برای این کار سعی کردم دلم را پاک کنم.

خوانش و فهم (صفحهٔ 73 کتاب درسی)

 

1- آخرین دو بیتی به چه مفهومی اشاره دارد؟ ظهور حضرت مهدی (عج)

2- در اولین دو بیتی «بی» به چه معناست؟ به معنای «است».

3- در کدام قسمت از خوانش مصراع «باران اجابت تو را می‌طلبم» مکث وجود دارد؟ چرا؟ بعد از «را»؛ چون قبل از آن یک گروه کلمه‌ای و بعد از آن نیز یک گروه کلمه‌ای دیگر وجود دارد.

درس 9: رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس